محمد مهرسام جانمحمد مهرسام جان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

یه دنیای جدید و زیباتر با تو

مروارید سفید مهرسام

1392/10/12 14:16
نویسنده : سحر
697 بازدید
اشتراک گذاری

 بله پسر ما  الان دو تا جوونه​ی سفید دندونی داره و دیگه آقایی شده برای خودش. خداروشکر این دوتا دندون اول رو خیلی سخت در نیاورد ، چند شبی بیقراری کرد اما  زمانی که دندون از تو لثه زد بیرون یواش یواش بهتر شد.  

تو هفته ی گذشته پنج شنبه​ مامان و بابا و داداش اومدن پیشمون  و شنبه شب هم که شب یلدا بود و ما طبق معمول هر سال خونه​ی عمو( پدر شوهر عزیزم) بودیم و اولین شب یلدای آقا مهرسام رو  همراه با تولد عمو  جشن گرفتیم. البته پارسال مهرسام شب یلدا تو هفته ی  هشتم حاملگی تو شکم مامان​ش بود. دوشنبه شب هم  خونه داداش جلال مهمون بودیم و چهارشنبه هم خونه مریم جون و پنجشنبه ظهر هم  یعنی پنجم دی به مناسبت دندون​دار شدن مهرسام  براش یه جشن دندونی گرفتیم و این شادی رو با بقیه تقسیم کردیم و به این بهانه دور هم جمع شدیم ، روز خوبی بود و مهرسام یکسری کادو هم گرفت خلاصه جای همه​ی کسایی که نبودن خالی ...  بعد از ظهر همون روز مامان اینا برگشتن خونشون و جمعه و شنبه هم مشغول خونه تکونی بودم

اون چند روزی که مامان بابا پیشمون بودن مهرسام به بودنشون حسابی عادت کرده بود و به محض دیدنشون میخندید ،سوگند هم که از صبح میومد بالا پیشمون  واسه همین وقتی رفتن خیلی جاشون پیشمون خالی بود

دیگه اینکه  مهرسام این روزها خیلی شیطون و بامزه شده و از صبح تا شب بازی میخواد دوست داره با زبون خودش جوابمون رو بده ،کلی صداهای بامزه از خودش در میاره و اونقدر کلمه بابا و مامان رو براش تکرار کردم که الان تند تند بابابابابا میگه و گاهی وسطهاش برای اینکه منم خوشحال کنه یه ماما هم میگه نیشخند  . وقتی می‌ذارمش تو تختش در عرض دو دقیقه تمام تختش رو به هم می‌ریزه. مرتب دوتا پاهاش رو تا جایی که می‌تونه میاره بالا و میگیره و توی روروئکش که میشینه مستقیم میره تا به یه جایی برخورد کنه و از این‌کارش ذوق می‌کنه. هر وقت نگاهش می کنم به من می‌خنده. عاشق اینه که لپ‌هاش رو باد می‌کنه و با فشار و صدا بادش رو خالی ‌کنه. هر چیزی که دستش می‌دیم اول می‌کنه تو دهان‌ش.  موقع غذا خوردن به ما حسابی دقت می‌کنه و آب دهنش رو قورت می‌ده. گاهی دیگه یواشکی غذا می‌خوریم که بچه‌م دلش نخواد. با دکتر که مشورت کردم گفت که می‌تونم روزی چند تا قاشق آب سیب بهش بدم. این پسر ما هم عاشق سیب شده و حسابی با ملچ و مولوچ می‌خوره. تازگیها موقع شیر خوردن گاز هم میگیره باباش هم که از صبح تا شب قربون صدقش میره.


این هم عکس‌های جشن دندونی شاهزاده خونه‌ی ما:

آش دندون و... 

میز کیک که قرار بود کیک هم مدل دندونی باشه اما نشد

ژله نیمرو که همرو سر کار گذاشته بودزبان

اینم گیفت

و آقا مهرسام با دندونگیر ژله ایش

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

الهه
10 دی 92 12:43
مبارکه دندونات قدر مامانی رو بدونی ها ببین چه مهمونی قشنگی ترتیب داده با این اش و این غذاها و کیک خوشمزه
سحر
پاسخ
مامان حانیه
10 دی 92 14:51
مبارک باشه دندون در آوردنت. چه آقای خوشگل و شجاعی هزار هزار ماشااله
ترانه
23 دی 92 13:33
چقده نازی شما
سحر
پاسخ
tnx
مامانِ حنـــــــا
28 دی 92 12:50
مبارک باشه عزیز دلم . فدای چشمای خوشگلت بشم من مامانیِ مهرسام برا پسری اسپند بدود حسابی
سحر
پاسخ
مامانی آرتین
2 بهمن 92 13:49
سلام سحر نازنین و مهرسام شیرینم.ماشاا... چقدر خوردنی شده گل پسرمون.سحر جون چرا نیستی؟؟؟ما دلمون برا نظرای خوبت تنگ شده
سحر
پاسخ
عزیزم لطف داری و ممنون که به یادمایی یکم مشغولم به وبتون سر میزنم عزیزم
ستایش
18 بهمن 92 23:37
وااااااای چ سلیقه ای خوشبحال پسری باداشتن چنین مامانی...من ک دهنم آب افتاد
سحر
پاسخ
لطف داری ستایش جان
لیلا
22 فروردین 93 2:02
این جیگر چه چشمایی داره
سحر
پاسخ
Mohade3
30 آذر 93 21:46
چقد خوشکله ماشالا ای جیگرم ایشالا منم داداش دار شم خوشکل باشه مسه ایشون
سحر
پاسخ
ممنون عزیزم انشااله